دسته
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 4254
تعداد نوشته ها : 7
تعداد نظرات : 0
Rss
طراح قالب
محمد رضا ربيعي نژاد

                                   


چشمم دائم روی متن کتاب حرکت می کرد و هر جا مطلب جالبی نظرم را جلب می کرد به سرعت حفظش می کردم مخصوصاً آن دسته از نوشته هایش که از نظر ادبی هم ارزشمند بودند . البته کتاب مقداری ثقیل بود و علم ما هم کم . اما از وقتی خواندنش را شروع کردم واقعاً از خدا شرمنده شدم .

کتاب اسرار الصلوه امام خمینی را می گویم عجب کتاب فوق العاده ایست و علامه جوادی آملی نیز یک مقدمه ی بسیار پرمغز در ابتدای این کتاب نوشته اند .

یکی از نکات جالبی که در مقدمه آمده راجع به نماز حضرت امیر المومنین است آنجا که امام نه تنها خلق را بلکه خود را نیز در مقابل حضرت حق نمی بینند و تیر از پایشان در می آورند بدون این که ایشان درد و المی احساس کنند . اما در سوی دیگر به ماجرای بخشش انگشتر به سائل در هنگام نماز اشاره می کند و می پرسد که چه ارتباطی می توان بین این دو حالت برقرار کرد . در حالتی غرق در یاد خالق و در حالتی دلسوز به حال مخلوق و ادامه می دهد که وقتی شخصی به درجه ی مولا رسد - تمامی افعالش الهی شود - در هنگامی که بندگان خدا رو به سویش آورند به ایشان ترحم کند چنان که خدای متعال با نیز با تمامی عزت و مقام رفیعش به بندگان کوچک و ذلیل نظر لطف می کند و عمل مولا نیز چنین است و مستحبی است در مستحب و عین فعل حضرت حق . اما آنجا که حضرت به هنگام نماز ملتفت غیر حضرت حق نمی شود و دردی به هنگام بیرون آوردن تیر احساس نمی کند به این دلیل است که به خاطر خلق یا نفس متوجه غیر حضرت دوست شدن بس ناصواب است و ناروا و هدف نباید جز او باشد و نه تنها باید یاد خلق را از دل برون کرد بلکه باید خود را هم از یاد برد . و این چنین است که تمامی افعال حضرت امیر المومنین - که خلیفه ی خدای رحمان در روی زمین می باشند - عین اراده ی خالق می شود .

حال این سوال من از خودم است که این همه لطفی که خدا به من کرده تا چه حد سعی دارم حالات درونی ام را در نماز کنترل کنم و یاد خلق و خود را از یاد ببرم و جمله افعالم را مطابق رای حضرت حق دربیاورم .

خدایا متاسفم برای ناتوانی ام بر تسلط و کنترل نفس در نمازم و متاسفم بر کم بودن راز و نیازم . متاسفم برای این که حق بندگیت را ادا نکردم و تو را چنان که شایسته ای نشناختم .  


سید علی حسینی

زیر مجموعه ی دست نوشته ها

 

 


دسته ها :
چهارشنبه چهارم 6 1388
X